الغزالي
71
كيمياى سعادت ( فارسى )
و بدان كه هيچ چيز آن قوّت نخواهد كه خاموشى بر محال و باطل ، و اين از فضائل مجاهدات است . داود طائى عزلت گرفت ، بو حنيفه ( رض ) وى را گفت : « چرا بيرون نيايى ؟ » گفت : « به مجاهده خويشتن را از جدل گفتن همىبازدارم . » گفت : « به مجلسهاى مناظره بيا و بشنو و سخن مگوى . » گفت : « چنان كردم ، هيچ مجاهده صعبتر از آن نكشيدم . » و هيچ آفت بيشتر از آن نبود كه در شهرى تعصّب مذهب بود و گروهى كه طلب جاه و تبع [ 1 ] كنند ، فرا نمايند كه جدل گفتن از دين است ، و طبع سبعى و تكبّر خود تقاضاى آن مىكند ، چون پندارد كه آن خود از دين است ، چنان كه شره از درون محكم شود كه البته از آن صبر نتواند كردن ، كه نفس را اندر آن چند گونه شره و لذّت بود . و مالك بن انس ( رض ) مىگويد كه « جدل از دين نيست » . و همه سلف از جدل منع كردهاند ، لكن اگر مبتدعى بوده است ، به آيات قرآن و اخبار رسول با وى سخن گفتهاند بىلجاج و بىتطويل ، و چون سود نداشته است اعراض كردهاند . آفت چهارم خصومت اندر مال كردن چون پيش قاضى رود يا جاى ديگر . و آفت اين عظيم است . رسول ( ص ) مىگويد : « هر كه بىعلم با كسى خصومت كند اندر سخط حق - تعالى - بود تا آنگاه كه خاموش شود . » و چنين گفتهاند كه « هيچ چيز نيست كه دل را پراكنده كند و لذّت عيش ببرد و مروت دين ببرد چنان كه خصومت اندر مال كردن . » و گفتهاند كه هيچ ورع [ 2 ] خصومت نكند اندر مال ، بدان سبب كه بىزيادتى گفتن خصومت به سر نشود و ورع زيادتى نگويد ، و اگر هيچ چيز نبود بارى با خصم سخن خوش نتواند گفت و فضل سخن خوش گفتن بسيار است . پس هر كه را خصومتى باشد : اگر تواند ، مهم بود دست به داشتن ، و اگر نتواند ، بايد كه جز راست نگويد و قصد رنجانيدن
--> [ 1 ] تبع ( ج تابع ) ، پيروان . [ 2 ] ورع ، آنكه از گناهان و شبهات بپرهيزد .